X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 30 مرداد 1393

ارزان ترین ساعت الیزابت

ارزان ترین ساعت الیزابت


به خیلی از افراد فامیل ساعت الیزابت هدیه دادم و همه در زمان باز کردن کادوی خود لبخند روی لب داشتند و کمی خوشحال بودند اما به محض باز شدن کادو و دیدن ساعت الیزابت احساس می کردند که من برایشان یک کادوی خیلی گران قیمت خریده ام و این موضع باعث تعجب شان می شد چون من منبع درامد خاصی نداشتم و نمی توانستم پول این هدیه گران را بدهم فروشگاه اینترنتی باعث شده بود هدیه را خیلی سریع تحویل صاحبش بدهم



همانطور که او با عینک خود را انجام داد، من گفتم: "این بچه ها یک دسته از !" او به من نگاه کرد و گفت: "هی شما تشکر می کنم" و یک لبخند بزرگ بر روی صورت خود این لبخند که قدردانی واقعی نشان داد هستند من به او کمک کرد و از او خواست که در آن او زندگی می کردند. معلوم شد که او هم نزدیک او زندگی می کردند. من از او پرسیدم که چرا من ندیده بودم؟ او گفت که او در حال حاضر به یک مدرسه خصوصی رفته بود و آن را به من بسیار جالب بود. پیش از این، من این فرد را نمی شناسید. ما صحبت کردیم همه در راه و من تا به حال برخی از کتابهای او. او اثبات کرد پسر واقعا جالب است. من او را پرسید که آیا او را دوست دارد به بازی فوتبال با دوستان؟ و او جواب مثبت داد. ما تمام آخر هفته را صرف با هم و بیشتر به شما می دانم که کایل، بیشتر من او را دوست داشتم. دوستان من نیز احساس می شود.


صبح دوشنبه رسید و من کایل را با حجم انبوهی از کتابها دیدم. او گفت: "پسر تو واقعا ساخت عضله جدی شما داشته باشد، آخرین کتاب در کنار شما، شما آن هستید!" او فقط خندید و نصف کتابها را در دستان. در طول چهار سال بعد، من و کایل بهترین دوستان هم بودیم. وقتی به سال آخر دبیرستان بود که ما هر دو در مورد کالج فکر می کنم. کایل تصمیم به جورج تاون برود و من به دوک. من می دانستم که دوستان خوبی باقی می ماند هرگز.مایل بین ما. او می خواست دکتر شود و من که قرار بود به خرید و فروش لوازم فوتبال بروم. کایل کسی بود که قرار بود به در جشن فارغ التحصیلی صحبت می کنند. من خوشحال بودم که باید در مورد روز من از فارغ التحصیلی صحبت نمی بود. من کایل را دیدم. او نگاه بزرگ و یکی از این بچه ها که در واقع در دبیرستان بود. حتی او تا به حال او را به خارج از عینک.


همه دختران او را دوست داشتم. پسر، گاهی من بهش حسودی می کردم! امروز یکی از اون روزها بود. من می توانم ببینم که او عصبی به صحبت می کنند. دست چنان قوی را به بالا و گفت: "هی مرد بزرگ! تو عالی خواهی بود! " او به من با او یکی از کسانی که به نظر می رسد (تماشای بسیار سپاسگزار همان) نگاه کرد و لبخند زد: "مرسی". پاک کردن گلو و شروع به صحبت مثل این: "فارغ التحصیلی زمان سپاس از کسانی که شما را در این سال دشوار پدر و مادر خود را، معلمان، خواهر و برادر، شاید یک مربی کمک کرده اند است ... اما مهمتر از دوستان خود را .. .. من اینجا هستم تا به شما بگویم تمام کسانی که عشق بهترین هدیه ای که می توانید به کسی بدهید. من می خواهم برای شما داستانی را بگویید. " من به دوستم با ناباوری نگاه می کردم، در حالیکه او داستان اولین روز ملاقات ما گفت. به آرامی گفت: تعطیلات آخر هفته خود را به کشتن برنامه ریزی شده بود. او گفت که چگونه کمد مدرسه او را تمیز کرده بود تا مادرش او را به خانه برای بعد صورت گرفت.


اما در عوض خاستار رنگ های تیره تر مانند مشکی و یا قهوه ای باشد که کمپانی ساعت الیزابت بند چرم این مشکل  را حل کرده است و یک ساعت مچی شیک و چشم نوار را به خانم های شیک پوش و امروزی هدیه داده است  ساعت الیزابت با ظاهری خاص و کیفیتی بی نظیر در مدت کوتاهی توانسته به فروش قابل توجهی دست یابد  خرید اینترنتی ساعت الیزابت  ساعتی مدرن و همچنین با دوام برای کسانی که دوست دارند خاص باشند و در جمع دوستانشان بدرخشند  با به دست کردن ساعت الیزابت در مهمانی ها و مجالس زنانه نگاه دیگران را به دست خود حس خواهید کرد  جالب است بدانید ساعت الیزابت یکی از محبوب ترین  و  پرطرفدارترین ساعت های مچی در اروپا می باشد


بعد ها جلسه ای در فامیل گذاشتم و توضیح دادم ساعت الیزابت ارزان و به صرفه است ولی ظاهری شیک دارد که همه فکر می کنند خیلی گران قیمت و اسپشیال است و این سبب شد تا لینک ساعت الیزابت را بگذارم تا تمام فامیل بروند و این ساعت را برای کادویی بخرند و به دیگران هدیه دهند تا فرهنگ کادو دهی در فامیلمان رشد کند و همه منتظر کادو نباشند بلکه هدیه هم بدهند


ساعت الیزابت ارزان

دوشنبه 27 مرداد 1393

لباس مجلسی یا خالی شدن جیب

لباس مجلسی یا خالی شدن جیب


شاید برای شما هم پیش امده باشد که برای خرید یک لباس معمولی که کمی زرق و برق دارد و به ان لباس مجلسی اطلاق می شود کلی پول داده باشید در پاسازها لباس های مجلسی با قیمت های عجیب و غریب به فروش می رسند اما نباید بی انصاف بود افرادی هم هستند که


واقعا قیمت های خوب و نازلی برای لباس های پلوخوری و مجلسی در نظر می گیرند



و به اصطلاح عامیانه گوش مردم را نمی برند البته با به شما یک توصیه ای کنم و خداحافظی کنم پارچه لباس مجلسی را بخرید و بدهید خیاط بدوزد هم اندازه تر است هم قیمتش کمتر می شود البته لباس مجلسی را هم خیاطان ارزان نمی دوزند و فقط کمی پاییت از بازار برای شما می افتد که باز هم غنیمت است


ارسالی بی نهایت با لباس مجلسی خودت رو نکن گرفتار و بدون لباس مجلسی باش راحت

یکشنبه 26 مرداد 1393

رفاقت با بالش طبی دالوپ

رفاقت با بالش طبی دالوپ


همیشه دوست داشتم از سر درد بعد از خواب راحت شم اما نمی شد

و همه می گفتن این ارثی هست ولی من قبول نمی کردم تا اینکه متوجه شدم

یک شرکت بالشی به نام بالش طبی دالوپ تولید کرده و مزایای خوبی راجع بش ذکر کرده

و من با دیدن این بالش طبی خیلی خوشحال شدم و چون اطلاعات کمی در مورد اینترنت

داشتم به یکی از دوستام گفتم برام یک بالش دالوپ سفارش بده و اونم سریع از

فروشگاه اینترنتی بزرگی به نام دایان شاپ این بالش رو برام سفارش داد ولی بهم یه



توصیه کرد که خیلی تاثیر گذار بود گفت تو هر کار کنی سر دردت خوب نمی شه چون

 مصرف چربیت بالاست و اگر خودت لاغر نکنی مشکلات بیشتر می شه گفتم چه کار

کنم گفت یک چای لاغری تیما هم سفارش بده چون کار خاصی برای خرید این محصولات

 نمی خواد انجام بدی فقط کافیه وارد یک فروشگاه اینترنتی معتبر بشی و سفارشت رو ثبت

 کنی همین شاید مثل یک جوک بی ادبی یا جوک با ادبی لطیف و خنده دار باشه اما حقیقت

داره و می تونی این کار رو انجام بدی

جمعه 24 مرداد 1393

الکس با جوک بی ادبی نابود شد

الکس با جوک بی ادبی نابود شد


نارنیا و الکس زوج خوبی بودن و زندگی خوب و خرمی داشتم یک روز الکس به خونه اومد


و حوصلش کمی سر رفته بود رفت سراغ کتاب جوک و شروع کردن به مرور جوک هاش و خندیدن


به جوک های بی مزش که فقط از نظر خودش خنده دار بودن البته تو کتابش چند تا دونه و


خیلی محدود جوک خفن بود که کمی خنده دار بودن و خود الکس هم بی تفاوت نبود و خیلی


دوست جوک های جدید اختراع کنه و کتابش رو هر چه زودتر منتشر کنه البته الکس نبوغ خیلی



کمی داشت و جوک های مسخره بودن به جای اینکه خنده دار باشن ضمن اینکه جوک بی ادبی


هم بعضی وقت ها تو کتابش می نوشت اما بدون اینکه نارنیا متوجه شه این کار رو می کرد


نارنیا یک انسان با آرامش بود و همیشه عادت داشت در روز یک فنجان چای لاغری تیما نوش جان


کنه ضمن اینکه این کار رو خیلی دوست داشت و می گفت چای سبز به من آرامش میده و می تون


فکر کنم بعد از نوشیدنش اون همیشه غذاهای خوشمزه تو آشپزخانه درست می کرد و فقط تنها


تابه ای که استفاده می کرد ماهیتابه آگرین بود که براش کادویی آورده بودن و خیلی دوستش داشت


یک روز که قرار بود با هم برن توی جنگل پیک نیک ... ادامه دارد

یکشنبه 19 مرداد 1393

چای لاغری تیما یک محصول طبیعی

چای لاغری تیما یک محصول طبیعی


برخی از افراد معتقد بودند که چای لاغری تیما طبیعی نیست


ولی وقتی اجزای این چای مشخص است می شود گفت طبیعی نیست


این چای از  تخم و ریشه و برگ گیاهان کوهستان می باشد که بیس اصلی این محصول چای سبز است



و در زمینه ان از گیاهان دارویی همچون چای اولونگ و دانه فلوس و شیرین بیان


و زیره سبز و چای کامومیل و زعفران و ... استفاده شده است و ما اطمینان خاطر می دهیم


این چای لاغری کاملا طبیعی است و هیچ گونه مواد شیمیایی ندارد از خرید اینترنتی پستی می توانید


این محصول را تهیه نمایید و برای تناسب اندام و از بین بردن چربی های اضافه بدن خود استفاده کنید


اطمینان خاطر می دهیم که از مصرف این عصاره صد در صد طبیعی پشیمان نخواهید شد


ضمن اینکه اگر روی پوست خود از لک های بد رنگ و زشت در عذاب هستید


ما می توانیم محصول جدید شرکت بهدیس تدبیر یعنی صابون نرم بادام و کوجیک اسید


را به شما پیشنهاد کنیم تا استفاده کنید و از محصول خوب بهره ببرید


چای لاغری تیما یک محصول طبیعی