. شعر پوچ از فروغ فرخزاد - پورتال سرگرمی و فروشگاهی شپش
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
چهارشنبه 19 شهریور 1393

شعر پوچ از فروغ فرخزاد

شعر پوچ از فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد

دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودم

از من و هرچه در من نهان بود

میرمیدی

میرهیدی

یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

میکشیدی

میکشیدی

آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظهء تلخ دیدار

سر به سر پوچ دیدم جهان را

باد نالید و من گو کردم

خش خش برگهای خزان را

باز خواندی

باز راندی

باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

گرچه در پرنیان غمی شوم

شعر پوچ از فروغ فرخزاد