X
تبلیغات
رایتل
شنبه 24 آبان 1393

اشعار شهریار


اشعار شهریار


یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد

درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد


اشعار شهریار


من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست

درد آن بود که از پا درمان من بیفتد


اشعار شهریار


یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست

دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد


اشعار شهریار


ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من

ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد


اشعار شهریار


از گوهر مرادم چشم امید بسته است

این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد


اشعار شهریار


من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان

گردون کجا به فکر سامان من بیفتد


اشعار شهریار


خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا

گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد

اشعار شهریار

اشعار شهریار